تبلیغات
♥...دنیای فرشته ها...♥

♥...دنیای فرشته ها...♥

این خود واقعیه منه كه مینویسه...

توبه می كنم

خداوندا

گناه میكنم و رشته ی محبتمان را پاره

توبه میكنم

گره می زنم این رشته را

تا شاید نزدیك تر شوم به تو . . .

 

پ.ن: نگرانم ...فقط همین





طبقه بندی: حرف دلم،
[ جمعه 4 مرداد 1392 ] [ 05:43 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



ذكر دلم..

ما را به جبـر هم که شـده سر بـه راه کن

خیـری ندیده ایـم از ایـن اختیـــار هـــا





طبقه بندی: حرف دلم،
[ چهارشنبه 19 تیر 1392 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



راه من جداست...

تـو چه سـاده راهـ را بـه مـن نشــــان می دهــی

و

مـن چه سـاده بـه بیــــــــ راهـه می رومــ... . .  .





طبقه بندی: دلنوشته،
[ دوشنبه 17 تیر 1392 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



خودم

 كـســی دلـم را نشكسـت جـــز خـودمــــــــــــ.... . .  .





طبقه بندی: حرف دلم،
[ شنبه 8 تیر 1392 ] [ 11:19 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



او

كسـی كه با یكــ اس حالتــ را از ایـن رو بــه آن رو می كنــد

ببیــن اگر كنارتـــــ باشـد چه غوغــــایی می كنـــد....





طبقه بندی: حرف دلم،
[ دوشنبه 3 تیر 1392 ] [ 08:45 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



فكر

روز هـا فكر من اینستـــــ و همه شبــــ سخنــــم

كه چــرا غافـــــل از احوالـــــ دلـــــِ خویشتنـــم...






طبقه بندی: حرف دلم،
[ شنبه 1 تیر 1392 ] [ 09:53 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



كاش . . .

كاشــ پـای آدمــ به یـه جاهـایــــی هیـچ وقتـــ باز نمیـشــد...

حتـی بهترین جــــــای دنیـا . . .





طبقه بندی: حرف دلم،
[ پنجشنبه 30 خرداد 1392 ] [ 09:37 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



آشنا

صدایش زدم

برگشت...

شبیه تصوراتم نبود

نه زیبا

نه چشمان آبی

و نه قدی بلند داشت

فقط آشنا بود...

ساده بود و بی آلایش - آرایش -

خودش بود و خودش

دخترك داخل آینه ی اتاقم را می گویم

او هم مثل من تنها بود...

چون ...شبیه تصورات هیچ كس نبود...!!!





طبقه بندی: شعر نوشته،
[ یکشنبه 19 خرداد 1392 ] [ 11:00 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



...

بــرای قــــَــد کـشـیـــدنــم . . .

خـیـــلــی هـــا کــــوتـــاه آمــــدنــــــــد . . .

چـقـــــــــــــــــــــدر دوســت دارم خـیــلـی هـــا را . . .






طبقه بندی: حرف دلم، حسم،
[ شنبه 11 خرداد 1392 ] [ 01:48 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



فرسوت

روزه ی سكـوت گـرفتـه ام

فریـاد هایم را سكـوت كرده ام

و در افطـارم

سكـوت ها را جـــار خواهم زد

با چشمانــِ نم دارم...





طبقه بندی: شعر نوشته،
[ دوشنبه 6 خرداد 1392 ] [ 03:35 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



باور

از وقتی باورهامو گم كردم

خودمم گم شدم...





طبقه بندی: حرف دلم،
[ یکشنبه 5 خرداد 1392 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



سهم من

سهم من از تمام تو

رد چشمانی بود

كه امتدادش هیچ گاه

با چشمان من تلاقی نداشت . . . 





طبقه بندی: شعر نوشته،
[ شنبه 4 خرداد 1392 ] [ 11:07 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



نوشته ای كه از زبان بریده می آید...

حكایتم، حكایت دختركیست كه چشمانش را از او گرفته اند و می گویند...

حالا ببین...






طبقه بندی: حسم،
[ یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ دوست() ]



حرف تکراری این روز هایم

می خوامخودم بشم نویسنده داستان های زندگیم . . .



[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



كمی درد ِدل

آی آدمــــــــــــــــا!!!

 اگه یه روز رفتین تو زندگیه كسی

 اگه شدین جزوی از خاطره هاش

 اگه شدین دوست خوبش

بدونین

 واسش ارزشمندین

جــــون من

 یهـو تنهـاش نذارین . . .

تنهایی درد داره

نمیگم میشكنه

خورد میشه

نه

یهـو تمـــوم میشه . . .

 

و تمام زندگی من پـــــــــــــــُــــر است از این یهو تمام شدنها....

 





طبقه بندی: حرف دلم، دلنوشته،
[ یکشنبه 27 اسفند 1391 ] [ 11:39 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ دوست() ]



شعر نانوشته ی من

برایم شعر نانوشته ای هستی

كه تنها من میتوانم لذت خواندنت را

زیر دانه های برفی كه هرگز نباریده

در سوز سرمایی كه هیچ وقت تا مغزِ استخوان نفوذ نكرده

حس كنم...

 

كودك درون نوشت:

                                   خودت را برای من نگیر

 اگر آرزوهای دوران من نبود

تو هیچ وقت تو نمی شدی....







طبقه بندی: حسم،
[ سه شنبه 8 اسفند 1391 ] [ 02:44 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



نمیدونم...

نه من

نه تو

هیچ گاه نفهمیدیم

ما شدن اندکی ، خود تکانی میخواهد...

 





طبقه بندی: شعر نوشته،
[ دوشنبه 30 بهمن 1391 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



پاییز با شکوه من...

سرد که باشی

خشک می شود احساست...

پاییز هم با تمام زیباییش تنهاس...

 





طبقه بندی: حسم، شعر نوشته،
[ شنبه 28 بهمن 1391 ] [ 08:05 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



حرف دل آینه اتاقم...

 رو به رویم كه می ایستی...

بزرگ شدنت را به رخم نكش

كودكی هایت دوست داشتنی تر بود -ی- ....

 

پ.ن: گذشته ات را به یاد آور...

پ.ن: روزگار فهماندم كه بزرگ شدنِ دردها نشانه بزرگ شدنِ توست...

 





طبقه بندی: حرف دلم،
[ دوشنبه 23 بهمن 1391 ] [ 08:16 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



عنوان ندارد...

وقت رفتن

پشت سرت را نگاه نكن

بگذار رشته هایی كه از وجودت بافته ام

همان تارو پود هایی كه به اشتباه بر تنم كردم...

با نگاه آخرت پنبه نشود...

بگذار خاطره ی اولین نگاه

به شیرینی قهوه ی تلخ اولین دیدار باقی بماند ...

بگذار اشتباهی ، اشتباه بمانم ...

 


خوب داری ادامه میدی بانوی من





طبقه بندی: دلنوشته، حسم،
[ پنجشنبه 19 بهمن 1391 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



ورد زبان...

آسـمـان بـار امـانـتــــ نـتــوانسـت كشـید

قرعـه ی كـــار بـه نـام من دیــوانـه زدنـد

.

.

.

 

پ.ن: این شعر اكثر اوقات ورد زبونمه ... بی هیچ دلیل خاص

پ.ن: تنم میلرزه وقتی خودم و مرور میكنم و میبینم امانت دار خوبی نبودم...





طبقه بندی: حسم،
[ شنبه 16 دی 1391 ] [ 06:07 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ امانت دار() ]



حال من....!!!

ســاقی از خـط بگـذران

می را و هفت خطم بكن

حال من خوب است ولی

حـال دیگـر بایـدم ....

.

.

.

 





طبقه بندی: حرف دلم، حسم، شعر نوشته،
[ چهارشنبه 13 دی 1391 ] [ 08:38 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ نظرات() ]



چند كلامی با خدا . . .2

خدایا

آدما ی داستانات

زیادی شبیه هم شدن

بی احساس

سرد

خشك

مثل هوای پاییزی كه

هوای باریدن نداره

خدایا

فیلم نامه هات و عوض نمیكنی . . .؟!

****

مهربانم

اون روز فهمیدم كه

چاله ی پر آب كوچه ی باغ سیب

سراب نبود

فقط من تشنم نبود

اما الان خیلی تشنه ام

به سراب هم راضیم . . .

داره چهره ی آب یادم میره

به از دور دیدنشم راضیم . . .

****

خدایا

بگو چراغای شب خاموش بشن

میخوام ستارمو بهتر ببینم

خب گناه من چیه  كه وسعم

به اندازه ی داشتن كم نور ترین و دور ترین ستاره ی دنیاس . . . . . .

****

خدا جون

دلم برای تك تك بنده هاییت كه

دیدمشون

برای همه ی اونایی كه ندیدمشون

تنگ شده

میشه یه عكس دسته جمعی ازشون برام بفرستی . . .؟!

****

خدایا

از این به بعد میخوام

صبح ها كه میرم بیرون

دلم و بدم نگهش داری

تا یه وقت توی راه

اشتباهی

ندم به یه آدم اشتباهی . . .

 

 

ممكنه كه باز هم ادامه داشته باشه . . .





طبقه بندی: حرف دلم، دلنوشته،
[ دوشنبه 29 آبان 1391 ] [ 01:44 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ نظرات() ]



چند كلامی با خدا . . .

خدایا

این نقش جدید كه بهم دادی

زیادی comice

یه ذره از خنده اش كم كن شاید بتونم بفهمم چرا ....

****

خدایا

نه میخوام نقش اول باشم

نه سوپر استار فیلمای زندگی

میخوام بتونم خودم باشم . . .

میشه یه نقش بدی كه حداقل

چشماش شبیه خودم باشه . . . . . . . . . . . . .

****

خدایا

فیلمنامه ای كه دیشب تحویلم دادی

نه چرا اون

 همین كه امروز صبح به دستم رسید

یه ذره زیادی شیرین نیست...؟!

میترسم شیرینیش دلم و بزنه

مثل قهوه ای كه هرگز ننوشیدمش . . .

****

خدای من

مطمئنی از پس همه ی این سناریو ها برمیام؟

هنوز قبلیا تموم نشده . . . . .

****

خدای مهربانم

 تكلیفای زندگیت

روی هم تلنبار شده

نمیشه یه بخشاییش حذف شه . . .؟!

از سر فصل امتحانات چی . . .

كم نمیكنی . . .؟!

سال به سال سخت تر میشه

خدایا تقلب نمیرسونی . . . ؟!

 

ادامه دارد . . . 



بعدا نوشت: رفتم جمله هایی كه دیگران سرچ كرده بودن و تهش رسیده بودن به وبم و دیدم ...خیلی جالب بود:دی





طبقه بندی: حرف دلم، دلنوشته، حسم،
[ چهارشنبه 24 آبان 1391 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ نظرات() ]



پوچ


سرشارم از تهی

تنها گمان میبرم كه پرم . . .





طبقه بندی: حسم،
[ دوشنبه 22 آبان 1391 ] [ 06:15 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



بازی ناتمام زندگی

راند اول:

 

ضربه میزنند

پی در پی ، بی مهابا ...

 

نمیدانی تو كجای بازی هستی 

اصلا جزوه بازی نیستی

اما 

میشوی سنگ صبور

میشنوی درد و دل ها را

میگیری ضرب ضربه ها را 

 

سمت ضربه ها سوی تو نیست اما

سمت عزیزت است

آغوش میكشی اش

رد ضربه ها را كمرنگ میكنی

  

میشوی دوستی عزیز

 

راند دوم:

 

ضربه ات میزنند

پی در پی ، بی مهابا ...

 

نگاهش میكنی

روی برمیگرداند

 

صدایش میزنی

سرد میشود

 

با تمام دردهایت

با تمام كبودی های دلت

می ایستی

همچنان هوای دلش را داری

طاقت نمیاوری

میشكنی ...

حالش از تو بهتر میشود

پای رفتن میابد

میرود

از روی تكه های دل تو رد میشود

فراموش میكند 

فراموش میشوی .................... 

 

میشوی دوستی معمولی

معمولی تر از معمولی ...

 

پ.ن: سناریوی این روزهای زندگیه من ...

 

 

 

 



[ چهارشنبه 3 آبان 1391 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ نظرات() ]



حال من خوب است ولی...

ساقی امشب می بده

مستم كن از هوشم ببر

حال من خوب است ولی

... حال دیگر بایدم

.

.

.

 



[ پنجشنبه 27 مهر 1391 ] [ 09:00 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ نظرات() ]



آن مرد رفت

آن مرد آمد
نه اسب سفید داشت
نه شاهزاده ی رویاها بود
لباس اطلسی هم نداشت 
 سوارانی انبوه نیز
پای پیاده
تنها خودش بود و خودش
خسته از دیار نا مردان
آمده بود جانی بگیرد

برای ماندن نیامده بود
برای دل بستن و
دل سپردن هم ...

نانی از معرفت میخواست و 
شربتی از وفا
طعامش دادم
نوشاندمش از وفا

بی وفا
دل برد و برد و برد
 ولی
دل نسپرد
نگفته بود كه میماند
از رفتن هم نگفته بود

چه خیال ها در سر
چه گمان ها در دل
بیهوده پروراندم و خواندمش به عشق
تا روزی آمد
كه
 آن مرد رفت
رفت امتحان معرفت و وفا را پس دهد
بی آنكه بداند
امتحان را همان لحظه كه
قصد رفتن كرد
رد شده است...

آن مرد رفت
و به من آموخت 
كه دیار نامردان مرد ندارد...


حال من ماندم و دلی كه نیست
معرفتی كه برباد رفت و 
وفایی كه به خاك سپرده شد









طبقه بندی: شعر نوشته،
[ چهارشنبه 26 مهر 1391 ] [ 07:36 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ باوفا() ]



كاش كه خوابم ببرد...

تنها دلخوشی ام
كابوس هایم اند...

دلخوش به دیدنت در كابوس هایم نشسته ام

حتی اگر
دستت در دستان دیگری باشد 

آخر
تنها لحظه ای كه بی پروا اسمت را بر زبان خواهم راند
لحظه ی از خواب پریدنم خواهد بود...

و چه تلخ...
دلخوش به دیدنت در كابوس هایم نشسته ام

چشم انتظار دیدن خواب خوش نیستم
فقط خواب باشد...
كابوس باشد یا رویای عاشقانه
دروغ باشد یا صادقانه
همین كه تو باشی
همین كه وجود تو را درآن حس كنم
برایم كافیست...

حتی اگر
دستانت در دستان دیگری باشد




طبقه بندی: شعر نوشته،
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



انسان ها فراموش كارند...

بازی اول:

تو شیطان

من فرشته

حال بیا اندكی

جاهایمان را عوض كنیم

جاهایمان نه

ماسك هایمان را عوض كنیم...

* * * * * 

بازی دوم:

تو فرشته

من شیطان


میبینی

هر كه از كنارمان گذشت

مرا لعن كرد

تو را ستایش...


آدم ها هم یادشان رفت

ما

سالها پیش

تنها

ماسكهایمان را عوض كردیم...........





طبقه بندی: شعر نوشته،
[ شنبه 25 شهریور 1391 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ نظرات() ]



.: تعداد کل صفحات 5 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ]