تبلیغات
♥...دنیای فرشته ها...♥

♥...دنیای فرشته ها...♥

این خود واقعیه منه كه مینویسه...

باران


هوای این روزهایم


آفتابیست


اما


دلم باران میخواهد


بارانی از جنس....تو


پ.ن: آسمانش را گرفته تنگ در آغوش..ابر با آن پوستینه سرد نمناكش





طبقه بندی: شعر نوشته،
[ چهارشنبه 22 شهریور 1391 ] [ 05:40 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ نظرات() ]



قایم باشك

بیا بازی كنیم

همان قایم باشك بچگیمان

 

اما این بار. . .

 

قانون بازیمان این باشد

به جای آنكه قایم شوی

پیدا شوی . .

 

اول من چشم بگذارم و

 

بشمارم . . .

 1

2

3

.

.

.

 

بعد آنقدر طولش بدهم

 كه از همان راهی كه سالها قبل رفته بودی باز گردی

 

دستانم را از جلوی چشمانم برداری و بگویی

من برگشتم...

 

آن وقت بازیمان تمام شود  و

تو بمانی برای همیشه . . .





طبقه بندی: شعر نوشته،
[ یکشنبه 21 خرداد 1391 ] [ 09:19 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ هم بازی() ]



دنیا


بگذار دنیا تمام شود

وقتی می دانم هرگز برای من نمی شوی . . .

 

دیگر بود و نبود دنیا

                                  فرقی برایم نمی كند . . .



پ.ن: دنیای من در نگاه تو خلاصه می شود . . .






طبقه بندی: شعر نوشته،
[ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 06:08 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



دروغ

نمیدانم چرا

دروغ ها را زودتر باور میكنم...

نه
شاید
دروغ های تو را زودتر باور میكنم...

این بار هم باور كردم
باور كردم دوستت دارمهایت را

خدایا

مبادا كه دروغ باشد....





طبقه بندی: حسم، شعر نوشته،
[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 09:23 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



چكه. . .

از هرجا كه میگیرمش. . .

لامذهب

باز هم چكه میكند . . .

.
.
.

عشقت در تمام وجودم. . . 




طبقه بندی: شعر نوشته،
[ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 ] [ 12:53 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ نظرات() ]



تو...

نمیگذارم
حرف دیگران


تو را
از من بگیرد...


حتی اگر تو
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همان
.
.
.
عروسك چوبی 7سالگی ام باشی...

.
.
حتی اگر بهانه شان-آنچه ورد زبانشان است-

بزرگ شدن من باشد..



پ.ن: نمیخواهم بزرگ شدنم...بهانه ی دست -زبان- دیگران شود...




طبقه بندی: حسم، شعر نوشته،
برچسب ها:عروسك،
[ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ] [ 06:49 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ عروسك() ]



از یاد رفته...

كیستی...؟

نگاهت میكنم و نمیشناسمت...

آشنایی..

به گمانم جایی دیده باشمت...

تو همان نیستی 
كه هر صبح
از پشت قاب شیشه ای نگاهم میكنی..؟
 
همان كه مدت هاست از یادش برده ام...


صبر كن........

اندكی درنگ. . . 


تو همان خود از یاد رفته ی من نیستی...؟؟؟!



پ.ن:از یاد خویش رفتم...آن زمان كه تو را از یاد بردم...




طبقه بندی: حرف دلم، شعر نوشته،
برچسب ها:شعر نوشته، دل نوشته،
[ چهارشنبه 23 فروردین 1391 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



گم شده در خیال...

گفتی برو...
گم شو....
غافل بودی
من از آن زمان كه 

برق نگاهت......
شوق دیدارت با رقیب را
دیده بودم

در خیالی بی انتها
گمشده بودم...




طبقه بندی: شعر نوشته،
[ سه شنبه 15 فروردین 1391 ] [ 07:20 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



شعر های سپید...

شعر هایم سرشار از تو بود...
بوی تو میداد...
از وقتی رفتی...
تمام كاغذهای سپید
شعر های من است
و پر از بوی بی تو بودن...




طبقه بندی: شعر نوشته،
[ دوشنبه 14 فروردین 1391 ] [ 09:46 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



شروع به کار

سلام دوستان

چندوقتی بود که میخواستم یه وبلاگ بسازم اما چون وقت نداشتم ودرگیر درس وکنکور بودم گذاشتم واسه ی الان.......

خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنین وبه خصوص اینکه نظر رو هم چاشنیه کارتون کنین

امیدوارم از حضور توی این وبلاگ پشیمون نشین

لحظه های شادی رو واستون آرزو میکنم

موفق باشین...........

 





طبقه بندی: حرف دلم،
[ شنبه 8 مرداد 1390 ] [ 01:25 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ نظرات() ]



.: تعداد کل صفحات 5 :. [ ... ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ]