تبلیغات
♥...دنیای فرشته ها...♥ - تحسین

♥...دنیای فرشته ها...♥

این خود واقعیه منه كه مینویسه...

تحسین

دیدمش!

اولش فقط مثل دیدن یه رهگذر عادی اما یهو سرم رو برگردوندم تا دوباره ببینمش..خودش بود

یادم نیست اولین بار کی دیده بودمش اما شک نداشتم که با گذشته اش هیچ فرقی نکرده بود..هنوز هم یه سری وسیله کنارش بود تا خریدای روزانه اش رو ببره خونه

نمیدونم چرا وجود این فرد اینقد تو زندگی من مهم شد

یادم نیست تو تموم این چن سال چقدر بهش فکر کردم و از ذهن گذروندمش اما خوب یادمه اون شب بارونی که دیر وقتم بود وقتی کنار خیابون با دستای پر از وسیله ایستاده بود و منتظر تاکسی یا هر رهگذری بود که برسوندش چقد نگاه از روی ترحم بهش انداخته شد...

اصلا شاید همین نگاه ها و حرفایی که ازشون متنفرم اونو توی ذهن من موندگار کرده...

نه!!!فقط این نمیتونه باشه..دلیل محکم تری که میتونم برای خودم بیارم پشتکارشه...که هنوز ناامید نیست و بهتر از خیلی از آدمای دیگه داره زندگیش رو ادامه میده..

اون فقط از لحاظ حرکتی مشکل داره!شاید هم گاهی توی حرف زدنش دچار مشکل بشه اما اون هم آدمه!!

دیروز وقتی زندگی رو تو چشماش دیدم بیشتر از قبل توی دلم تحسینش کردم...

 

پ.ن: افسوس...افسوس برما..

 



[ یکشنبه 10 آبان 1394 ] [ 11:20 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]