تبلیغات
♥...دنیای فرشته ها...♥ - مطالب حسم

♥...دنیای فرشته ها...♥

این خود واقعیه منه كه مینویسه...

الکی!

گاهی اوقات بعضی اتفاقا الکی تو زندگی آدم مهم میشن و بعد یه مدت نه تنها اهمیتشونو از دست میدن که دیگه به هیچ جای زندگیت نمیخورن ... !!!





طبقه بندی: حرف دلم، حسم،
[ دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



میشه یکی آرومم کنه؟:(

انسان است دیگر گاه برای افتادن اتفاق های خوب در زندگیش استرس میگیرد..

دلش شور میزند..

لیاقت را بهانه می کند و لگد می زند به هر آنچه که باید بشود و او فقط دلشوره افتادنش را دارد..

 

پ.ن: میترسم!من لایـقِ افتادنِ این اتّفـاقِ خـوب نباشــَم...

پ.ن: این اتفاق مُحرِم شدن من است...رفتن به خانه ی خدا و من دلم برای رفتن به خانه ی خدا شور میزند...





طبقه بندی: حسم،
[ شنبه 28 دی 1392 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



سادگی

ساده نباش...

آدم ها ساده ها را دور می زنند..

ساده که باشی

محبتت که زیاد باشد

بی ریا که عشق بورزی

تکراری می شوی..خسته شان می کنی

سیراب می شوند

به راحتی کنارت می گذراند

آدم ها ظرفیتشان محدود است

زود سیر می شوند

مغرور باش

غرور جذابت می کند..

عشق بورز اما با غرور

قطره قطره ...

آدم ها را نباید دورشان چرخید

آدم ها را باید در حسرت محبتت بگذاری

تشنه شان که کنی

دورت می چرخند

پروانه ی روز و شبت می شوند

آدم ها را نباید در دسترسشان بود

فراموشکارند

یادشان می رود که تو خواستی باشند

که تو ارزشمندشان کردی

در دسترس که باشی

عادت می کنند به بودنت

خیال ورشان می دارد که تو محتاجی

که تو نیاز به محبت داری

که تو وامدار آن هایی

که آن ها خواستند که تو باشی

یک روز می روند

نه از سر بد بودن تو..

از سر خوب بودن زیادی

از سر بودن های زیادی

از سر درک نکردن محبت های خالصانه

و تو می مانی با احساسی سرشار از خلا...

ساده نباش

سادگی جز از دست دادن آن هایی که دوستشان داری چیزی نصیبت نمی کند

برای آدم ها ارزش قائل شو

دوستشان بدار

بی ریا

صادقانه

محبت کن

اما نه برای هرکس

برای هرکس سفره دلت را باز نکن

آدم های لایق را بشناس

لایق ها را نگه دار

ساده باش

تنها برای لایق ها...





طبقه بندی: حرف دلم، دلنوشته، حسم،
[ شنبه 9 آذر 1392 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ لایق() ]



حسادت

حسودم !

به تمام قطره های بارانی که تن تو را لمس می کنند...

به هوایی که احاطه ات کرده است..

حسودم !

به دانه دانه سنگ فرش های شهرت

که هر روز زیر قدم های تو جان می دهند...

به پرندگان آسمان بالا سرت..

حسودم !

حتی به خدا..!!

که لحظه لحظه نگاهش با توست

و من ، تو را به تمام نگاهش می سپارم... 


بعدا نوشت: یه ابهامی توی افکارم موج میزنه...دعا کنین به حق این شبای عزیز از بلاتکلیفی در بیام...دعا کنین واقعیت اون جوری که هست خودشو نشون بده..بدون هیچ تحریف...





طبقه بندی: حسم، شعر نوشته،
[ شنبه 18 آبان 1392 ] [ 05:54 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



تمام

  تا چشـــم کار می کنـــد

جای تــو خالیــــــــ ست "

جای مـن امـا...!!!

پــــــــــره پـــــره پــر است

آنقدر که اضـافیـش

قهقـــه می شـود بر لبــانت

و در گوش شهـــــر می پیچـــــــــــد...

 

پ.ن: خدایا ! آرومم و این آرامش رو مدیون توام ... عاشقتم با تمام ناشکریام...





طبقه بندی: حرف دلم، دلنوشته، حسم، شعر نوشته،
[ شنبه 11 آبان 1392 ] [ 12:18 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



حال و هوام

حســِ شـیرینـــــ ِدر آغــوش خــــدا بودن . . .

چای ِخوشبـختـی را با حرصــ ِتمام نوشیدن . . .






طبقه بندی: حرف دلم، حسم،
[ شنبه 2 شهریور 1392 ] [ 09:48 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



...

بــرای قــــَــد کـشـیـــدنــم . . .

خـیـــلــی هـــا کــــوتـــاه آمــــدنــــــــد . . .

چـقـــــــــــــــــــــدر دوســت دارم خـیــلـی هـــا را . . .






طبقه بندی: حرف دلم، حسم،
[ شنبه 11 خرداد 1392 ] [ 01:48 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



نوشته ای كه از زبان بریده می آید...

حكایتم، حكایت دختركیست كه چشمانش را از او گرفته اند و می گویند...

حالا ببین...






طبقه بندی: حسم،
[ یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ دوست() ]



شعر نانوشته ی من

برایم شعر نانوشته ای هستی

كه تنها من میتوانم لذت خواندنت را

زیر دانه های برفی كه هرگز نباریده

در سوز سرمایی كه هیچ وقت تا مغزِ استخوان نفوذ نكرده

حس كنم...

 

كودك درون نوشت:

                                   خودت را برای من نگیر

 اگر آرزوهای دوران من نبود

تو هیچ وقت تو نمی شدی....







طبقه بندی: حسم،
[ سه شنبه 8 اسفند 1391 ] [ 02:44 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



پاییز با شکوه من...

سرد که باشی

خشک می شود احساست...

پاییز هم با تمام زیباییش تنهاس...

 





طبقه بندی: حسم، شعر نوشته،
[ شنبه 28 بهمن 1391 ] [ 08:05 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



عنوان ندارد...

وقت رفتن

پشت سرت را نگاه نكن

بگذار رشته هایی كه از وجودت بافته ام

همان تارو پود هایی كه به اشتباه بر تنم كردم...

با نگاه آخرت پنبه نشود...

بگذار خاطره ی اولین نگاه

به شیرینی قهوه ی تلخ اولین دیدار باقی بماند ...

بگذار اشتباهی ، اشتباه بمانم ...

 


خوب داری ادامه میدی بانوی من





طبقه بندی: دلنوشته، حسم،
[ پنجشنبه 19 بهمن 1391 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



ورد زبان...

آسـمـان بـار امـانـتــــ نـتــوانسـت كشـید

قرعـه ی كـــار بـه نـام من دیــوانـه زدنـد

.

.

.

 

پ.ن: این شعر اكثر اوقات ورد زبونمه ... بی هیچ دلیل خاص

پ.ن: تنم میلرزه وقتی خودم و مرور میكنم و میبینم امانت دار خوبی نبودم...





طبقه بندی: حسم،
[ شنبه 16 دی 1391 ] [ 06:07 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ امانت دار() ]



حال من....!!!

ســاقی از خـط بگـذران

می را و هفت خطم بكن

حال من خوب است ولی

حـال دیگـر بایـدم ....

.

.

.

 





طبقه بندی: حرف دلم، حسم، شعر نوشته،
[ چهارشنبه 13 دی 1391 ] [ 08:38 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ نظرات() ]



چند كلامی با خدا . . .

خدایا

این نقش جدید كه بهم دادی

زیادی comice

یه ذره از خنده اش كم كن شاید بتونم بفهمم چرا ....

****

خدایا

نه میخوام نقش اول باشم

نه سوپر استار فیلمای زندگی

میخوام بتونم خودم باشم . . .

میشه یه نقش بدی كه حداقل

چشماش شبیه خودم باشه . . . . . . . . . . . . .

****

خدایا

فیلمنامه ای كه دیشب تحویلم دادی

نه چرا اون

 همین كه امروز صبح به دستم رسید

یه ذره زیادی شیرین نیست...؟!

میترسم شیرینیش دلم و بزنه

مثل قهوه ای كه هرگز ننوشیدمش . . .

****

خدای من

مطمئنی از پس همه ی این سناریو ها برمیام؟

هنوز قبلیا تموم نشده . . . . .

****

خدای مهربانم

 تكلیفای زندگیت

روی هم تلنبار شده

نمیشه یه بخشاییش حذف شه . . .؟!

از سر فصل امتحانات چی . . .

كم نمیكنی . . .؟!

سال به سال سخت تر میشه

خدایا تقلب نمیرسونی . . . ؟!

 

ادامه دارد . . . 



بعدا نوشت: رفتم جمله هایی كه دیگران سرچ كرده بودن و تهش رسیده بودن به وبم و دیدم ...خیلی جالب بود:دی





طبقه بندی: حرف دلم، دلنوشته، حسم،
[ چهارشنبه 24 آبان 1391 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ نظرات() ]



پوچ


سرشارم از تهی

تنها گمان میبرم كه پرم . . .





طبقه بندی: حسم،
[ دوشنبه 22 آبان 1391 ] [ 06:15 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



دروغ

نمیدانم چرا

دروغ ها را زودتر باور میكنم...

نه
شاید
دروغ های تو را زودتر باور میكنم...

این بار هم باور كردم
باور كردم دوستت دارمهایت را

خدایا

مبادا كه دروغ باشد....





طبقه بندی: حسم، شعر نوشته،
[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 09:23 ق.ظ ] [ شـاپرک ] [ فرشته() ]



تو...

نمیگذارم
حرف دیگران


تو را
از من بگیرد...


حتی اگر تو
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همان
.
.
.
عروسك چوبی 7سالگی ام باشی...

.
.
حتی اگر بهانه شان-آنچه ورد زبانشان است-

بزرگ شدن من باشد..



پ.ن: نمیخواهم بزرگ شدنم...بهانه ی دست -زبان- دیگران شود...




طبقه بندی: حسم، شعر نوشته،
برچسب ها:عروسك،
[ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ] [ 06:49 ب.ظ ] [ شـاپرک ] [ عروسك() ]